غدیر خم در شعر....سيد رضا مؤيد ، ژولیده نیشابوری ، دکتر ناظر زاده کرمانی ، مصطفی باد کوبه ای
غدیر خم در شعرشاعران
دیروز جان نثاری زهرا اگر نبود
امروز از ولایت و قران اثر نبود
آن آتشی که خانه زهرا دران بسوخت
رشک غدیروو بغض علی بدشرر نبود
سیلی که خورد فاطمه بهر بقای دین
تاثیر آن جدای زشق القمر نبود
آنجا قمر دو پاره شد این جا قمر گرفت
آنجا خبر زمعجزه این جا خبر نبود
آنجا به شهر مکه این جا مدینه بود
آنجا نبود دختر واینجا پدر نبود
آن جا فراز کوه و دراینجا به کوچه ها
آنجا خدیجه بودراینجا دگر نبود
ماه علی گرفت دراینجا که نیمه روز
هنگامه گرفتن قرص قمر نبود
گویند عده ای سند میخ در کجاست
ما نیز قائلیم که کاش این خبرنبود
اما فشار ضرب درآن گونه خرد کرد
آن سینه را که حاجت گل میخ در نبود
سيد رضا مؤيد
------------------------------------------
آن گروهی که می از ساغر بیگانه زدند
پشت پا برحرم وحرمت خم خانه زدند
سینه پر کینه شد از واقعه خم غدیر
کز ستم آتش کین بر درآن خانه زدند
اه از توظئه رهبر پیمان شکنان
که به فرموده او سنگ به پیمانه زدند
من نگویم که چه رخ داده ولی می دانم
شمع را کشته شرر بر پر پروانه زدند
سینه را میخ در خانه درید از اثرش
تیر غم بر جگر ساقی میخانه زدند
بلبل از سوز جگر نعره کشید از غم گل
تا که بر صورت گل سیلی خصمانه زدند
تا نبی رفت علی شد زستم خانه نشین
خنده شوق برآن همت مردانه زدند
گفت(ژولیده) که درذم عدو حافظ گفت
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
ژولیده نیشابوری/
---------------------------------------
عید غدیر مژدة جان پرورد آورد
یعنی خبر ز سلطنت حیدر آورد
فرمانروا بهر دو سرا شد بحق علی
فرخنده تر ازین خبر دیگر آورد
سلطان نامدار علی آنکه کردگار
از عدل خودخود خود مظهر آورد
در پیکر مقدس اسلام جان دمد
از بهر عارفان جهان سرور آورد
دینرا کمال نیست مگر با ولای
او جبریل این پیام خوش از داور آورد
برخیز ای پیامبر، پیغام ما بگوی
خواهی اگر درخت نبوت برآورد
فرخنده آن زمان که در اجرای امر حق
پیغمبر از جهاز شتر منبر آورد
آورده بود مژدة بسیار از خدای
میخواست مژده ای زهمه بهتر آورد
خورشید را بدست برآورده آسمان
لبریز شوق نغمة شادی برآورد
مولی علی است جان دو عالم فدای او
مانند وی خدای کرا رهبر آورد؟
آورد پیش خلق علی را براستی
خوشتر از او دلیل چه پیغمبر آورد
باور نمیکنم که زدریای معرفت
غواص عشق بهتر ازین گوهر آورد
روشن شود دل همه عالم هرآینه
اینگونه آینه اگر اسکندر آورد
هرکس که حق او نشناسد زجاهلی
هم جهل را خدای بر او کیفر آورد
وانکو دم از ولای علی زد براستی
همراه خویش در دو سرا یاور آورد
دکتر ناظر زاده کرمانی/
----------------------------------------
مرا غدیر نه برکه که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر که فاتح دلهاست
مرا غدیر نه برکه که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر که کوثر عظماست
مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر که محشر کبراست
مرا غدیر حریم وصال محبوب است
علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست
مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین
علی نه کاتب قرآ« که آیت عظماست
مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ
که جان پناه همه رهروان راه خداست
مرا غدیر نه یک روز اختلاف افکن
که همچو چشمه مبعث زلال وحدت زاست
مرا غدیر ندای بلند آزادی است
علی نه حامی بوذر که روح صوق و صفاست
مرا علی علی نبود خلقتی خدا گونه
چو غالیان نسرایم که مالک دو سراست
اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید
ستایمش که علی عالی و علی اعلاست
بخوان ز سوره انعام علت درجات
علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست
مگوکه مولد او کعبه شد که می گویم
به هر مکان که علی هست کعبه خود آنجاست
هر آن که دم زند از عشق آن ولی والا
علی صفت اگرش نیست،کار غرق خطاست
بخوان تو نامه مولا به مالک اشتر
که طرز فکر علی از خطوط آن پیداست
ببین که در دل آن رادمرد بی همتا
به یاد قسط و عدالت چه محشری بر پاست
بکوش رنگ علی گیری و صفات علی
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
به سالروز امامت به جشن عید غدیر
که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست
گل (امید) به لب ها نشاندم و گفتم
خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست
مصطفی باد کوبه ای هزاوه ای(امید)/
-------------------------------------------------