زندگانی امام صادق(ع)
فضايل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسيار است كه به اقتصار از آنها ياد مى‏كنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله اي از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمي نديده، هيچ گوشي نشنيده و در هيچ قلبي خطور نكرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است كه گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس مي گويد: امام صادق در اين آية شريفة: كل شيء هالك الا وجهه، يعني: «هر چيز فاني است جز وجه خداي متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذي يوتي الله منهم» يعني «ماييم آيينه اي كه خداوند از آن آيينه شناخته مي شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالي است.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت كرده ‏اند. هيچ يك از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بيشترين حجم روايات، احاديثي است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزاني است كه شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. كمتر مسئله ديني (اْعم از اعتقادي، اخلاقي و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:

يكي اينكه از ديگر ائمه عمر بيشتري نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب مي شود (148 – 83 هجري) ، و ديگري كه به مراتب مهمتر از اولي است، شرائط زماني خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبي تشيع” پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. عظمت علمي امام صادق (ع) در حدي است كه ائمه مذاهب ديگر اسلامي از قبيل ابوحنيفه و مالك خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او مي يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشاني از سعه صدر و وسعت دانش امام است.

در اینجا باید به نکته مهمی اشاره کرد و آن اینکه مناقبی که برای هر یک از ائمه ذکر شده در بسیاری از اوقات با یکدیگر اختلاف دارد. البته این بدان معنا نیست که منقبتی که به یک امام مخصوص داشته‏ایم در امام دیگر موجود نبوده است. بلکه آنان همگی در تمام مناقب و فضایل پسندیده مشترک‏اند. آنان همه از یک نور و از یک طینت‏سرشته شده‏اند و هر کدام در برخورداری از صفات پسندیده سرآمد مردم روزگار خویش بوده‏اند اما از آنجا که مقتضیات هر دوره و بازنمودهای این صفات در ائمه، بر حسب اختلاف هر عصر و دوره، متفاوت است هر یک مناقب خاص خود را دارند. به عنوان مثال ظهور آثار شجاعت از امیر مؤمنان (ع) و فرزند بزرگوارش امام حسین (ع) همچون ظهور آنان در دیگر ائمه نیست. شجاعت علی (ع) با جهاد وی در رکاب پیغمبر (ص) و نبرد او با قاسطین و مارقین و ناکثین در روزگار خلافتش به ظهور رسید و شجاعت‏حسین (ع) نیز به هنگامی که دستور یافت‏با ستمگران به مبارزه برخیزد، آشکار شد. اما دیگر ائمه چون مامور به تقیه و مدارا بودند، بروز جاعت‏بدان‏گونه که در آن دو امام (ع) مشاهده شد، لزومی نیافت. اما با این وصف همه آنان در اینکه شجاع‏ترین مردم زمانه خویش بوده‏اند، مشترک‏اند. در عوض صفت علم در امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بیش از سایر ائمه به چشم می‏خورد. زیرا شرایط آنان به گونه‏ای بود که در واپسین روزگار حکومتی می‏زیستند که به نابودی می‏گرایید و در همان حال حکومت دیگری می‏رفت تا جایگزین حکومت پیشین شود. اما صفت علم در تمام آنها مشترک است و آنان همگی داناترین مردم روزگار خویش بوده‏اند. همچنین نشانه‏های کرم و بخشش و فراوانی صدقات و آزاد کردن بندگان در برخی از ائمه نسبت‏به بعضی دیگر نمود بیش‏تری دارد چرا که از نظر مالی وسعت معیشت داشته‏اند و یا آنکه در زمان آنها تعداد فقرا بسیار بوده است. اما همه آنان در کرم و سخاوت سرآمد دوران خود به حساب می‏آمده‏اند. در برخی از ائمه نیز صفت عبادت از برجستگی بیش‏تری برخوردار است و این بدان خاطر بوده که اطلاع مردم از احوال آنان کمتر بوده و یا آنکه آن امام مدت اندکی در دنیا زیسته است. با این حال همه ائمه عابدترین مردم زمانه خویش به شمار می‏آمده‏اند. همچنین صفت‏حلم در برخی از ائمه بیش از سایر امامان در نظر جلوه می‏کند، چرا که ممکن است آن امام در طول زندگی خویش متحمل انواع آزار و اذیت‏شده و تحمل آن همه سختی و شکنجه خود به خود سبب بروز حلم بیش‏تری از سوی امام می‏گردد. اما با این وصف همه امامان از حلیم‏ترین مردم روزگار خویش محسوب می‏شده‏اند. اینک به بازگویی مناقب و فضایل امام صادق (ع) می‏پردازیم. مناقب آن حضرت بسیار است که به اقتصار از آنها یاد می‏کنیم.

1. علم: عبد العزیز بن اخضر جنابذی در کتاب معالم العترة الطاهره از صالح بن اسود نقل می‏کند که گفت: «شنیدم جعفر بن محمد می‏گوید: پیش از آن که مرا از دست دهید، هر چه می‏خواهید از من بپرسید. زیرا هیچ کس پس از من نمی‏تواند از علوم و دانشها، چنان که من به شما می‏گویم، شما را آگاه کند. »

ابن حجر در الصواعق، می‏نویسد: مردم به اندازه‏ای از علوم امام صادق (ع) نقل کرده‏اند که سخنانش توشه راه کاروانیان و مسافران و آوازه‏اش در هر گوشه و کنار زبانزد مردم گشته است. ابن شهر آشوب در مناقب می‏گوید: «از آگاهی به علوم امام صادق (ع) به اندازه‏ای نقل شده که از هیچ کس دیگری منقول نیست. »وی همچنین می‏نویسد: «نوح بن دراج به ابن ابی لیلی گفت: آیا تا کنون به خاطر حرف کسی از سخن یا کار خود دست کشیده‏ای؟گفت: خیر مگر حرف یک نفر. پرسید: او کیست؟پاسخ داد: جعفر بن محمد. »

شیخ مفید در ارشاد می‏نویسد: علومی که از آن حضرت نقل کرده‏اند به اندازه‏ای است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقلها را از امام صادق روایت کرده‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده‏اند از دیگران سود نبرده‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر می‏رسد.

نگارنده: این نکته شایان ذکر است که تنها حافظ بن عقده زیدی در کتاب رجال خود نام راویان موثق آن حضرت را جمع‏آوری کرده و آنها را به چهار هزار نفر رسانده است. همچنین در مقدمه‏های پیشین قول محقق را در معتبر نقل کردیم که گفته بود: «علوم فراوان و ارزشمندی از ناحیه جعفر بن محمد نقل شده که عقول را به حیرت وا می‏دارد».

تنها یکی از راویان آن حضرت به نام ابان بن تغلب، سی هزار حدیث از امام صادق (ع) نقل کرده است. کشی در رجال به سند خود از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود: ابان بن تغلب سی هزار حدیث از من روایت کرد. همچنین نجاشی در رجال خویش به نقل از حسن بن علی وشا در حدیثی آورده است که گفت: «در این مسجد (مسجد کوفه) محضر نهصد تن از بزرگان حدیث را درک کردم که همگی می‏گفتند جعفر بن محمد برایم حدیث کرد.

امام صادق (ع) نیز می‏فرمود: سخن من سخن پدرم و سخن او سخن جدم و سخن وی سخن علی بن ابی طالب و سخن علی سخن رسول خدا (ص) و سخن او گفتار خداوند عز و جل است.

ابن شهر آشوب در مناقب می‏نویسد: هیچ کتاب حدیث و حکمت و زهدی و موعظه‏ای از گفتار امام صادق (ع) خالی و بی‏بهره نیست. و همه می‏گویند جعفر بن محمد چنین گفت و جعفر بن محمد صادق چنین فرمود.

درجه خوف و خشیت امام صادق (ع )

در خصال صدوق است که مالک بن انس می گوید: ((نزد صادق ، جعفر بن محمد علیه السلام می رفتم و ایشان برایم بالشی می گذاشت و برایم ارزشی قایل بود و می فرمود: ای مالک ! من تو را دوست دارم .
من نیز از این موضوع خوشحال بودم و خدای را شکر می کردم . آن بزرگوار همواره ، از سه حالت خارج نبود: یا روزه بود، یا در حال قیام (به عبادت ) و یا در حال ذکر خداوند. او از عظیم ترین عابدان و بزرگترین زاهدان بود، کسانی که در مقابل خداوند عزوجل در حالتی از خشیّت به سر می برند. حدیثش بسیار و همنشینی با او خوب و فوایدش فراوان بود. وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حدیثی نقل می کرد و می فرمود: قال رسول الله ، چهره اش به کبودی و زردی می گرایید و دگرگون می گشت ؛ به طوری که دوست و آشنا نمی توانست او را بشناسد. سالی ، همراه ایشان به حج مشرف شدم . چون زمان احرام فرا رسید، هر چه می خواست لبیک بگوید، صدایی از گلویش خارج نمی شد و چیزی نمانده بود که خود را از مرکبش به زمین افکند!
به ایشان عرض کردم : ای پسر رسول خدا! بگو! چاره ای نیست ؛ باید بگویی ! ایشان فرمود: ای پسر ابوعامر! چگونه جسارت کنم و بگویم : لبیک اللهم لبیک ؟! در حالی که می ترسم خداوند عزوجل جوابم دهد: لا لبیک و لا سعدیک !

علم امام صادق علیه السلام

حضرت امام صادق علیه السلام از ام جابر پرسید که در چه کاری ؟ عرض کرد که می خواهم تحقیق کنم که از چرنده و پرنده کدام بیضه می نهند و کدام بچه می آورند؟
فرمود که : احتیاج به این مقدار فکر نیست بنویس که گوش هر حیوانی که مرتفع است بچه می آورد و هر کدام منخفض است بیضه می نهد ذلک تقدیر العزیز العلیم .
باز با آن که چرنده است و گوش او منخفض و به سر او چسبیده بیضه می نهد، سلحفاة که چرنده است چون بدین منوال است بیضه می نهد و گوش خفاش چون مرتفع است و به سر او چسبیده نیست ، بچه می آورد.(1)

پینوشت:

1- هزار و یک نکته ، ج 1 و 2، ص 68

مرجعیت علمی امام باقر (ع) و امام صادق (ع)

منبع : پایگاه تخصصی مکتب الثقلین